|
|
|
آن سوی ناکامی ها خدایی ست که داشتنش جبران همه ی نداشتن هاست ... |
|
ناز چشمان تو در آینه دیدن دارد ناز کن ، ناز نگاه تو خریدن دارد سینه ام بوم سفیدی ست به اندازه ی تو طرح اندام تو ای دوست کشیدن دارد خنده ات حال عجیبی ست ، دلم می گیرد تلخی ات قهوه ی گرمی ست ، چشیدن دارد خسته ام از سفر و جاده و ساک و چمدان خسته ام خسته ، دلم شوق رسیدن دارد ماه من باش که امروز پلنگ دل من خسته از دست زمین ، قصد پریدن دارد غزلم هر چه که دارد همه از لطف تو بود چون تو را در دل خود داشت شنیدن دارد
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 23:11 توسط علیرضا خجو
|
همیشه اسب بدون سوار یعنی مرگ
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم فروردین 1391ساعت 1:16 توسط علیرضا خجو
|
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت 12:30 توسط علیرضا خجو
|
آمدم اما تو هم حتی مرا نشناختی یا تو گم کردی خودت را یا مرا نشناختی نارفیق آری منم هم سنگر دیروز تو من همان هستم هنوز اما مرا نشناختی مایه ی فخرت شده عکسم درون دفترت دومی از سمت چپ ، آنجا ، مرا نشناختی ؟ گرد پیری بر سر و رویم نِشَست اما نَشُست از دلم یاد تو را ... آقا مرا نشناختی ؟ میز راحت برده از یاد تو یاران تو را غیرتت پس کو ؟ رفیقت را ... مرا نشناختی راست می گوئی برادر این که تقصیر تو نیست چون عوض شد چرخش دنیا مرا نشناختی سخت می آید نفسهایم هوا سنگین شده می روم آهسته ... تنها ... تا مرا نشناختی
+
نوشته شده در سه شنبه دهم آبان 1390ساعت 23:20 توسط علیرضا خجو
|
آهم که در آئینه ی دلها اثر دارم بغضم که ماوا در گلوئی دربه در دارم دردم که با دلهای غمگین آشنا هستم اشکم که از چشمان معصومت حذر دارم دلگیر و دلتنگم ، تو من را خوب می فهمی دلگیری و دلتنگ ، از حالت خبر دارم تو کیسه ای از نان و خرما روی دوشت ، من چشمی به در ، چشمی به در ، چشمی به در دارم ... حسرت به دل بودم ولی هرشب دلم خوش بود من هم شبیه بچگی هایم پدر دارم ...
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم تیر 1390ساعت 0:15 توسط علیرضا خجو
|
|
در سرزمین سینه ی من
مجموعه شعر من
چاپ انتشارات
سوره مهر حوزه هنری
سال 1387
888888888888888888888888888
باور دارم که او دیگر وجود ندارد ، که جایی بسیار دور از من زندگی می کند ، که دیگر هرگز به زیبائی آن روزها نیست ، که متعلق به دنیای گذشته است ، دنیای روزگار جوانی من ... آن هنگام که سرشار از احساسات پر سوز و گداز بودم ، زمانی که باور داشتم عشق جاودانی است و هیچ چیز والاتر از عشقی که به او دارم نیست و از این دست حماقت ها ...
( کریستیان بوبن )
888888888888888888888888888
22 / 6 / 1361