|
|
|
آن سوی ناکامی ها خدایی ست که داشتنش جبران همه ی نداشتن هاست ... |
|
سلام . ولادت امام زمان (عج) رو پیشاپیش تبریک میگم و این شعر رو به شما تقدیم می کنم :
شکست خــوردی و از روی تخت افتـــادی شبــیـــه آیـــــنـــه دنبـــــال بــخت افتــادی به میوه های بهشتی که دست تو نرسید تــبــر شدی و به جــــان درخــت افــتـــادی اگــر چه ســاده فــراموش کردی ام ، امــّــا بــــه چــــاهِ آهِ نــگــاهم چه سخت افتادی دلـــــت اسیر غـــم آسمــان شد ، امـّـا تو پــــرنده ای شدی از بند رخــت افــــتـــاده ...
یا علی ....
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 23:49 توسط علیرضا خجو
|
دیــدم تــو را ... و در دل من یـــاد تــازه شد داغ دل شـکـسـتـه ی فــرهــــاد تــــازه شد احســاس دلـسـپــردگــی بـــاد هــرزه گــرد تــا روســـری ات از ســرت افـتـــاد تـازه شد زخمی که زد به سینه ی من چشمهای تو وقــتـی کـه کـار دسـت دلــم داد تـــازه شد می خواسـتـم که از تو نگـویـم ، ولی نشد تا داغ عـشـقـت از قــلـم افــتـــاد تــازه شد ...
همین ، و دیگر هیچ ....
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 0:18 توسط علیرضا خجو
|
می دونم دیگه از دهن افتاده و داغ داغ نیست ، ولی خوب ... چند بار خواستم بذارش تو وبلاگم ولی هر دفعه یه اتفاقی افتاده . یه بار برق رفته ، یه بار قطع ارتباط شدم و ... بالاخره این دفعه شد . این شعر نتیجه ی شب نشینی زیر آسمون شب آرزوهاست ، امیدوارم خوشتون بیاد :
بغضی که ســالخــورده شده در گــلو تویی غیر از خدا یکی ست در این دل که او تویی
در این کویر تشنه کـه گل خشک می شود تـنـهــــا کـسی که داده به دل آبــــــرو تویی
دیشب نمـــاز نــافــلـه خـواندم ، خدا شنید امــروز صـبـح حــاصــل آن گـفـتـگــو تــویــی
دلـــمُــرده می شدم اگـــر امـیـد مـُـرده بود در لــیــلــة الــــرغــــائــب مــن آرزو تــویــی
در آســمــــان نبودی و روی زمـیـــن چــــرا پیدا شدی ، نتیجه ی این جـستـجو تویی ...
یا علی ...
+
نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 1:4 توسط علیرضا خجو
|
|
باور دارم که او دیگر وجود ندارد ، که جایی بسیار دور از من زندگی می کند ، که دیگر هرگز به زیبائی آن روزها نیست ، که متعلق به دنیای گذشته است ، دنیای روزگار جوانی من ... آن هنگام که سرشار از احساسات پر سوز و گداز بودم ، زمانی که باور داشتم عشق جاودانی است و هیچ چیز والاتر از عشقی که به او دارم نیست و از این دست حماقت ها ...
888888888888888888888888888
ای دل بی یارم
تنها کس و کارم
دیدی ازم دل کند
اون که دوسش دارم
اون که یه عمری بود
غصه شو می خوردم
دیدی چه راحت گفت
من تو دلش مردم
ای دل غمدیدم
دیدی چه بی رحمه
معنی احساسو
دیدی نمی فهمه
رفت و شدم تنها اما
خوب می دونم نیست اون تنها
من دیگه از امشب هرشب
مهمونی دارم با غمها ...