تبليغاتX
من بی تو

من بی تو

آن سوی ناکامی ها خدایی ست که داشتنش جبران همه ی نداشتن هاست ...

 

دوستای خوب و گلم سلام . می دونم در اون حدی نیستم که کسی منتظر این باشه که برم و به وبلاگش سر بزنم یا وبلاگمو به روز کنم تا کارامو بخونه ولی وظیفه دارم از اونایی که به من لطف دارن و این کم فعال بودن منو به پای مشغله های زندگی میذارن تشکر کنم و ممنونشون باشم . فرصتی باشه به تک تکتون سر می زنم و از خجالتتون در میام . این چند تا کار کوچیک تقدیم همتون :

 

۱ :

از من مگیر آینه این قلب ریش را

بگذار تا مرور کنم در تو خویش را

پس می زنی همیشه مرا از همیشه ات

اما گرفته ای همه جا دست پیش را

عمریست سینه ام سپر تیر عشق توست

حالا هدف بگیر و بزن آخریش را ...

۲ :

افتادم از چشمت ولی باور ندارم

پر می کشم سوی تو اما پر ندارم

احساس خوبی داشتم وقتی که بودی

احساس خوبی داشتم ... دیگر ندارم

۳ :

خسته ام ، مثل مرغ عشقی که

 آسمان بسته هر دو بالش را

خسته از دست کودکی گستاخ

 که به دستم گرفته فالش را

دوست دارم به ماه زل بزنم

 و بنوشم کمی زلالش را

تا که یک شب خدا بیندازد

داخل حوض من هلالش را

ماه بی معرفت نخند به من ...

شده یکبار احتمالش را -

- بدهی که کسی به یاد لبت

بزند رنگ نو خیالش را ؟!

 

                                                            یا علی ...

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 0:52 توسط علیرضا خجو |

باور دارم که او دیگر وجود ندارد ، که جایی بسیار دور از من زندگی می کند ، که دیگر هرگز به زیبائی آن روزها نیست ، که متعلق به دنیای گذشته است ، دنیای روزگار جوانی من ... آن هنگام که سرشار از احساسات پر سوز و گداز بودم ، زمانی که باور داشتم عشق جاودانی است و هیچ چیز والاتر از عشقی که به او دارم نیست و از این دست حماقت ها ...


888888888888888888888888888


ای دل بی یارم

تنها کس و کارم

دیدی ازم دل کند

اون که دوسش دارم

اون که یه عمری بود

غصه شو می خوردم

دیدی چه راحت گفت

من تو دلش مردم

ای دل غمدیدم

دیدی چه بی رحمه

معنی احساسو

دیدی نمی فهمه

رفت و شدم تنها اما

خوب می دونم نیست اون تنها

من دیگه از امشب هرشب

مهمونی دارم با غمها ...

Home
Email
Night Skin