تبليغاتX
من بی تو - می ترسم ...

من بی تو

آن سوی ناکامی ها خدایی ست که داشتنش جبران همه ی نداشتن هاست ...

 

سلام دوستان همراه . دارم به یه سفر راه دور می رم . ده دوازده روزی نیستم . اگه بر نگشتم حلالم کنین و اینو به عنوان آخرین شعر ازم داشته باشین . اگرم برگشتم که بازم با شعر های ناقابلم مهمون دلای مهربونتون هستم . برای سلامتی همه ی مسافرای دنیا دعا کنین و منو هم فراموش نکنین ...

 

دیگر از اشتباه می ترسم

از نگاه و گناه می ترسم

 

« زهر عشقی چشیده ام که » هنوز

از سپید و سیاه می ترسم

 

به دل سر به زیر می خندم

از دل سر به راه می ترسم

 

از کلاه بدون سر نه ، ولی

از سر بی کلاه می ترسم

 

یوسفم مانده از دعای تو دور

از دل سرد چاه می ترسم

 

من پلنگی شکسته بال و پرم

از پریدن به ماه می ترسم

 

گفته بودی نکن نگاه مرا

گفته بودم که ... آه ... می ترسم

 

به امید دیدار مجددتون . یا علی ...

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 22:38 توسط علیرضا خجو |

باور دارم که او دیگر وجود ندارد ، که جایی بسیار دور از من زندگی می کند ، که دیگر هرگز به زیبائی آن روزها نیست ، که متعلق به دنیای گذشته است ، دنیای روزگار جوانی من ... آن هنگام که سرشار از احساسات پر سوز و گداز بودم ، زمانی که باور داشتم عشق جاودانی است و هیچ چیز والاتر از عشقی که به او دارم نیست و از این دست حماقت ها ...


888888888888888888888888888


ای دل بی یارم

تنها کس و کارم

دیدی ازم دل کند

اون که دوسش دارم

اون که یه عمری بود

غصه شو می خوردم

دیدی چه راحت گفت

من تو دلش مردم

ای دل غمدیدم

دیدی چه بی رحمه

معنی احساسو

دیدی نمی فهمه

رفت و شدم تنها اما

خوب می دونم نیست اون تنها

من دیگه از امشب هرشب

مهمونی دارم با غمها ...

Home
Email
Night Skin